dabehalten

Aussprache: /ˈdaːbəˌhaltn̩/
Wortzerlegung: da·be·hal·ten
فعل

پیش خود نگه داشتن، بستری/نگه داشتن در محل

Bedeutungen

1 Akkusativ

کتاب یا وسیله‌ای را نزد خود نگه داشتن و فعلاً پس ندادن

  • Du kannst das Buch ruhig noch ein paar Tage dabehalten.می‌توانی کتاب را چند روز دیگر هم پیش خودت نگه داری.
  • Ich habe die Unterlagen dabeigehalten, um sie nochmals zu lesen.من مدارک را پیش خودم نگه داشتم تا دوباره آن‌ها را بخوانم.
2 Akkusativ

بیمار یا فردی را در بیمارستان/محل جهت مراقبت و معاینه بیشتر نگه داشتن

  • Der Arzt wollte den Patienten zur Beobachtung über Nacht dabehalten.پزشک می‌خواست بیمار را برای مراقبت و تحت نظر بودن طول شب در بیمارستان نگه دارد.
  • Wir müssen die Hündin noch beim Tierarzt dabehalten.ما باید سگ را هنوز نزد دامپزشک نگه داریم.