فعل
ماندن، باقی ماندن
معانی و تعاریف dableiben:
- در یک مکان مشخص ماندن و آنجا را ترک نکردن.
- به عنوان مهمان در جایی ماندن.
جملات نمونه برای dableiben:
''Bleibst'' denn wenigstens du noch ''da''?
آیا حداقل تو اینجا میمانی؟
Wenn ihr noch ''dableibt'', mache ich natürlich etwas zu essen.
اگر شما بمانید، من البته چیزی برای خوردن درست میکنم.
Ich bin wohl wirklich der einzige Gast, der ''dageblieben'' ist.
فکر کنم واقعاً تنها مهمانی هستم که ماندهام.