dablieben

Aussprache: /ˌdaːˈbliːbn̩/
Wortzerlegung: da·b·lie·ben
Konjugierte Form

ماندند/ماندیم

Bedeutungen

1 keine

در یک مکان یا موقعیت خاص باقی ماندن، عدم ترک آنجا، گاهی با اشاره به ماندگاری در یک شغل، رابطه یا وضعیت (شکل گذشته ساده).

  • Er blieb trotz aller Schwierigkeiten in seiner Heimatstadt dableiben und baute dort sein Geschäft auf.او علی‌رغم تمام مشکلات در شهر زادگاهش ماند و کسب و کار خود را در آنجا بنا نهاد.
  • Sie blieb nach dem Studium in der Universitätsstadt dableiben, um ihre Forschung fortzusetzen.او پس از تحصیل در شهر دانشگاهی ماند تا تحقیقات خود را ادامه دهد.