abdachen

Aussprache: /ˈapˌdaxən/
Wortzerlegung: ab·da·chen
فعل

سقف را برداشتن؛ شیب‌دار کردن

Beispiele

  • Der Sturm ''hat'' das Gebäude ''abgedacht;'' […]طوفان سقف ساختمان را برداشت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

برای ساختمانی سقف گذاشتن یا سقف آن را شیب‌دار کردن

  • Das alte Haus muss neu abgedacht werden.خانه قدیمی باید دوباره سقف‌زنی شود.
  • Sie haben das Gartenhaus mit Ziegeln abgedacht.آنها سقف خانه باغ را با کاشی پوشاندند.