hindenken

Aussprache: /ˈhɪnˌdɛŋkn̩/
Wortzerlegung: hin·den·ken
فعل

به سمت خاصی اندیشیدن، در سر داشتن (تصور داشتن)

Bedeutungen

1 wohin hindenken / an + Akkusativ

فکر خود را به جایی یا نقطه‌ای معطوف کردن (غالباً در عبارات تعجبی مثل Wo denkst du hin!)

  • Wo denkst du denn hin! Natürlich ist das nicht so.فکر می‌کنی کجا داری می‌روی! (این چه فکری است داری!) البته که این‌طور نیست.
  • Er dachte an die Zeit, die noch vor ihm lag, und konnte nicht anders, als optimistisch hinzudenken.او به زمان پیش رویش فکر می‌کرد و نمی‌توانست جز خوش‌بینانه به آن فکر کند.
2 auf + Akkusativ / wohin hindenken

به هدف یا عواقب نهایی یک عمل اندیشیدن

  • Man muss auch hindenken, was passiert, wenn der Plan scheitert.باید به این هم فکر کرد که اگر نقشه شکست بخورد چه اتفاقی می‌افتد.
  • Sie dachte schon weit in die Zukunft hin.او از قبل به آینده‌ای دور فکر می‌کرد.