mitdenken

Aussprache: /ˈmɪtˌdɛŋkn̩/
Worttrennung: mit·den·ken
فعل

مشارکت فکری داشتن، پیش‌بینی کردن، حواس‌جمع بودن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

در جریان یک کار فعالانه فکر کردن و همراهی ذهنی نمودن برای جلوگیری از خطا یا بهبود روند.

  • Bitte denken Sie bei der Planung mit.لطفاً در برنامه‌ریزی مشارکت فکری داشته باشید.
  • Ein guter Mitarbeiter denkt immer mit.یک کارمند خوب همیشه فعالانه فکر می‌کند و همراهی می‌کند.
2 intransitiv / Akkusativ (etwas mitdenken)

نیازها یا مراحل بعدی کار را از قبل پیش‌بینی کردن و آماده بودن.

  • Man muss bei der Organisation auch an die Anreise der Gäste mitdenken.باید در سازماندهی به ترتیبات سفر مهمانان نیز فکر کرد.
  • Denken Sie bitte daran, dass wir auch Ersatzteile brauchen.لطفاً به این نکته توجه کنید که ما به قطعات یدکی نیز نیاز داریم.