vordenken

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌdɛŋkn̩/
Worttrennung: vor·den·ken
فعل

از قبل اندیشیدن، پیش‌بینی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv / etwas (Akkusativ) vordenken

پیش از دیگران یا قبل از وقوع رویدادی درباره برنامه‌ها و مسیرهای آتی اندیشیدن.

  • Ein guter Planer muss immer vordenken.یک برنامه‌ریز خوب باید همیشه از قبل فکر کند.
  • Wir müssen die möglichen Risiken vordenken.ما باید ریسک‌های احتمالی را از قبل پیش‌بینی کنیم.