dackelten
آهسته و با قدمهای کوتاه راه رفتند (مانند سگ داکسهوند) (شکل صرف شده)
Bedeutungen
1
راه رفتن با قدمهای آهسته و بیحال، اغلب به دنبال کسی یا چیزی، با نشانهای از بیمیلی یا خستگی.
- Die Kinder dackelten hinter ihrer Mutter her, die eilig voranging.بچهها با قدمهای آهسته پشت سر مادرشان که با عجله جلو میرفت، راه میرفتند.
- Er dackelte zum Bahnhof, um seinen Freund abzuholen.او با قدمهای کند به ایستگاه قطار رفت تا دوستش را ملاقات کند.