فعل
بازی کردن (با کامپیوتر یا کنسول)، وقت تلف کردن با بازی
معانی و تعاریف daddeln:
- به صورت غیررسمی و معمولاً برای سرگرمی، بازیهای کامپیوتری یا موبایلی انجام دادن.
- وقت خود را با کارهای بیاهمیت یا بیهدف تلف کردن.
جملات نمونه برای daddeln:
Allemfeldt hockt in einer Tour vorm Computer und ''daddelt.''
آلمفلت مداوم جلو کامپیوتر نشسته و «بازی کامپیوتری میکند».
Wenn Leander in der Kneipe ist, ''daddelt'' er immer nur.
وقتی لئاندر در کافه است، همیشه فقط «با گوشی یا بازی سرگرم است».
Er sitzt den ganzen Tag vor dem Computer und daddelt.
او تمام روز جلوی کامپیوتر مینشیند و بازی میکند.