dafür
برای این کار، در ازای آن، موافق آن
Beispiele
- Ich möchte einen neuen Computer kaufen. ''Dafür'' brauche ich Geld.من میخواهم یک کامپیوتر جدید بخرم. برای این کار به پول نیاز دارم.
- Ich bin ''dafür,'' dass diese Betrüger verhaftet werden.من موافقم که این کلاهبرداران دستگیر شوند.
- Ich arbeite, ''dafür'' bekomme ich Geld.من کار میکنم، در ازای آن پول دریافت میکنم.
- Er hat seinen Chef beleidigt, ''dafür'' wurde er entlassen.او به رئیس خود توهین کرد، به همین دلیل اخراج شد.