dafür nicht

Aussprache: /daˈfyːɐ̯ nɪçt/
Worttrennung: da·für ·nicht
اصطلاح

خواهش می‌کنم، قابل شما را نداشت، وظیفه بود

Bedeutungen

1

پاسخی مودبانه به تشکر یا قدردانی، به این معنی که انجام آن کار وظیفه یا افتخار بوده و نیازی به تشکر نیست.

  • Vielen Dank für Ihre Hilfe! – Aber dafür nicht, gerne geschehen.خیلی ممنون برای کمکتان! – خواهش می‌کنم، کاری نکردم.
  • Das war sehr nett von Ihnen! – Ach, dafür nicht, das ist doch selbstverständlich.این لطف شما بود! – اوه، قابل شما را نداشت، این که وظیفه است.
  • Ich bin Ihnen sehr dankbar für die Informationen. – Dafür nicht, ich helfe gerne.من از اطلاعات شما بسیار سپاسگزارم. – خواهش می‌کنم، با کمال میل کمک می‌کنم.