dafürstimmen
رأی موافق دادن، به نفع رأی دادن
Bedeutungen
1
dafürstimmen (implied durch "dafür")
رأی موافق دادن به یک پیشنهاد، طرح یا تصمیم؛ به نفع چیزی رأی دادن.
- Alle Anwesenden stimmten für den neuen Vorschlag.همه حاضران به پیشنهاد جدید رأی موافق دادند.
- Ich werde bei der Abstimmung dafürstimmen, die Regeln zu ändern.من در رأیگیری به تغییر قوانین رأی موافق خواهم داد.
2
dafürstimmen (implied durch "dafür")
موافقت کردن، حمایت کردن از یک ایده یا طرح (بدون رأیگیری رسمی).
- Er stimmte für eine friedliche Lösung des Konflikts.او از راهحل مسالمتآمیز برای مناقشه حمایت کرد.
- Die Mehrheit der Bürger stimmt für die geplante Reform.اکثریت شهروندان از اصلاحات برنامهریزی شده حمایت میکنند.