dafürstimmen

Aussprache: /daˈfyːɐ̯ˌʃtɪmən/
Worttrennung: da·für·stim·men
فعل

رأی موافق دادن، به نفع رأی دادن

Bedeutungen

1 dafürstimmen (implied durch "dafür")

رأی موافق دادن به یک پیشنهاد، طرح یا تصمیم؛ به نفع چیزی رأی دادن.

  • Alle Anwesenden stimmten für den neuen Vorschlag.همه حاضران به پیشنهاد جدید رأی موافق دادند.
  • Ich werde bei der Abstimmung dafürstimmen, die Regeln zu ändern.من در رأی‌گیری به تغییر قوانین رأی موافق خواهم داد.
2 dafürstimmen (implied durch "dafür")

موافقت کردن، حمایت کردن از یک ایده یا طرح (بدون رأی‌گیری رسمی).

  • Er stimmte für eine friedliche Lösung des Konflikts.او از راه‌حل مسالمت‌آمیز برای مناقشه حمایت کرد.
  • Die Mehrheit der Bürger stimmt für die geplante Reform.اکثریت شهروندان از اصلاحات برنامه‌ریزی شده حمایت می‌کنند.