dafürstimmen
رأی موافق دادن، به نفع رأی دادن
Bedeutungen
1
(implied durch "dafür")
رأی موافق دادن، به نفع چیزی رأی دادن
- Die Mehrheit der Abgeordneten stimmte dafür.اکثریت نمایندگان به آن رأی موافق دادند.
- Wer stimmt für den Vorschlag? Ich stimme dafür!چه کسی به این پیشنهاد رأی موافق میدهد؟ من رأی موافق میدهم!
2
(implied durch "dafür")
موافقت کردن، حمایت کردن (از یک ایده یا طرح)
- Ich würde dafürstimmen, das Projekt fortzusetzen.من با ادامه پروژه موافقت خواهم کرد.
- Viele Bürger stimmten dafür, die neue Regelung einzuführen.بسیاری از شهروندان با معرفی مقررات جدید موافقت کردند.