dafürstimmen

Aussprache: /daˈfyːɐ̯ˌʃtɪmən/
Worttrennung: da·für·stim·men
فعل

رأی موافق دادن، به نفع رأی دادن

Bedeutungen

1 (implied durch "dafür")

رأی موافق دادن، به نفع چیزی رأی دادن

  • Die Mehrheit der Abgeordneten stimmte dafür.اکثریت نمایندگان به آن رأی موافق دادند.
  • Wer stimmt für den Vorschlag? Ich stimme dafür!چه کسی به این پیشنهاد رأی موافق می‌دهد؟ من رأی موافق می‌دهم!
2 (implied durch "dafür")

موافقت کردن، حمایت کردن (از یک ایده یا طرح)

  • Ich würde dafürstimmen, das Projekt fortzusetzen.من با ادامه پروژه موافقت خواهم کرد.
  • Viele Bürger stimmten dafür, die neue Regelung einzuführen.بسیاری از شهروندان با معرفی مقررات جدید موافقت کردند.