dagegenstimmen
رأی مخالف دادن، علیه کسی یا چیزی رأی دادن
Beispiele
- Bei uns Grünen waren acht Abgeordnete ganz klar gegen den Afghanistan-Einsatz. Und am Ende ''haben'' vier ''dagegengestimmt.در میان ما سبزها، هشت نماینده به وضوح مخالف عملیات در افغانستان بودند. و در نهایت چهار نفر علیه آن رأی دادند.
Bedeutungen
1
gegen + Akkusativ (معمولاً به صورت ضمیر 'dagegen' استفاده میشود)
رأی مخالف دادن، مخالفت کردن با یک پیشنهاد یا تصمیم
- Einige Mitglieder haben dagegen gestimmt.برخی از اعضا به آن رأی مخالف دادند.
- Ich kann diesem Vorschlag nicht zustimmen, ich muss dagegenstimmen.من نمیتوانم با این پیشنهاد موافقت کنم، باید به آن رأی مخالف بدهم.