dahinfließen

Aussprache: /daˈhɪnˌfliːsn̩/
Worttrennung: da·hin·flie·ßen
فعل

جاری شدن، گذشتن (زمان یا مایعات)

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

(رودخانه، مایعات) به آرامی و پیوسته در یک جهت خاص جاری شدن یا روان بودن.

  • Das Wasser floss ruhig dahin.آب به آرامی جاری بود.
  • Der Fluss floss träge dem Meer entgegen.رودخانه به آرامی به سمت دریا روان بود.
2 intransitiv (بدون مفعول)

(مجازی) (زمان، زندگی) به آرامی و بدون رویدادهای مهم یا تغییرات چشمگیر سپری شدن.

  • Die Jahre flossen dahin, ohne dass sich viel verändert hätte.سال‌ها گذشتند، بدون اینکه چیز زیادی تغییر کرده باشد.
  • Sein Leben floss einfach dahin, ohne große Höhepunkte.زندگی او به سادگی گذشت، بدون نقاط اوج بزرگ.