dahingehen
سپری شدن زمان، درگذشتن
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
سپری شدن و گذشتن روزها یا سالها
- Die Jahre gingen schnell dahin.سالها به سرعت سپری شدند.
- Die Zeit geht dahin, ohne dass wir es merken.زمان سپری میشود بدون آنکه متوجه شویم.
2
(بدون مفعول)
فوت کردن و درگذشتن (سبک محترمانه/ادبی)
- Er ist im hohen Alter dahingegangen.او در سن بالا درگذشت.
- Sie ging sanft dahin.او به آرامی درگذشت.