Deklinierte Form
خطخطی شده
معانی و تعاریف dahingekritzelten:
- نوشتن یا طراحی کردن چیزی به صورت سریع، عجولانه و اغلب با جزئیات کم یا بدون دقت کافی، معمولاً برای ثبت سریع یک ایده یا یادداشت.
جملات نمونه برای dahingekritzelten:
Er kritzelte nur ein paar Notizen auf einen Zettel, bevor er den Raum verließ.
او فقط چند یادداشت را روی یک تکه کاغذ خطخطی کرد، پیش از آنکه اتاق را ترک کند.
Die Skizze war nur grob dahingekritzelt, aber man konnte die Grundform des Gebäudes erkennen.
طرح اولیه فقط به صورت کلی خطخطی شده بود، اما میشد شکل اصلی ساختمان را تشخیص داد.