Deklinierte Form
قتل عام شده
معانی و تعاریف dahingemetzelten:
- به طور وحشیانه و گسترده کشته شده؛ قربانی یک کشتار جمعی یا نبرد خونین شدن.
- به طور کامل نابود شده یا درهم شکسته شده؛ به شکلی فاجعهبار از بین رفته.
جملات نمونه برای dahingemetzelten:
Die unschuldigen Zivilisten wurden in dem überfallenen Dorf erbarmungslos dahingemetzelt.
غیرنظامیان بیگناه در روستای مورد حمله، بیرحمانه قتل عام شدند.
Die Schlacht endete mit einer vollständigen Niederlage, bei der Tausende von Soldaten dahingemetzelt wurden.
نبرد با شکستی کامل به پایان رسید که در آن هزاران سرباز قتل عام شدند.
Die einst blühende Wirtschaft der Region wurde durch den plötzlichen Kollaps des Marktes dahingemetzelt.
اقتصاد زمانی شکوفای منطقه، با فروپاشی ناگهانی بازار، کاملاً نابود شد.