dahinraffen

Aussprache: /daˈhɪnˌrafn̩/
Wortzerlegung: da·hin·raf·fen
فعل

از پا درآوردن، از بین بردن (با بیماری یا حادثه)

Beispiele

  • Untersuchungen ergaben, dass eine von Bakterien ausgelöste Seuche die Tiere ''dahingerafft'' hat – die sogenannte Hämorrhagische Septikämie.تحقیقات نشان داد که یک بیماری ناشی از باکتری‌ها حیوانات را از پا درآورده است - بیماری سپتی‌سمی هموراژیک.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(رسمی، ادبی) کسی را به طور ناگهانی و معمولاً توسط مرگ، بیماری یا فاجعه از بین بردن یا با خود بردن.

  • Eine schwere Krankheit raffte ihn dahin.یک بیماری سخت او را از پا درآورد (با خود برد).
  • Die Pest raffte viele Menschen in kurzer Zeit dahin.طاعون بسیاری از مردم را در مدت کوتاهی از بین برد.