dahinraffen
از پا درآوردن، از بین بردن (با بیماری یا حادثه)
Beispiele
- Untersuchungen ergaben, dass eine von Bakterien ausgelöste Seuche die Tiere ''dahingerafft'' hat – die sogenannte Hämorrhagische Septikämie.تحقیقات نشان داد که یک بیماری ناشی از باکتریها حیوانات را از پا درآورده است - بیماری سپتیسمی هموراژیک.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(رسمی، ادبی) کسی را به طور ناگهانی و معمولاً توسط مرگ، بیماری یا فاجعه از بین بردن یا با خود بردن.
- Eine schwere Krankheit raffte ihn dahin.یک بیماری سخت او را از پا درآورد (با خود برد).
- Die Pest raffte viele Menschen in kurzer Zeit dahin.طاعون بسیاری از مردم را در مدت کوتاهی از بین برد.