dahinrudern
به آرامی با قایق پارو زدن، به آرامی در آب شناور بودن
Bedeutungen
1
intransitiv
با پارو زدن به سمت یک مکان خاص حرکت کردن یا از یک مکان دور شدن.
- Er ruderte langsam dahin, um den Sonnenuntergang zu beobachten.او به آرامی پارو میزد تا غروب آفتاب را تماشا کند.
- Das kleine Boot ruderte auf dem See dahin.قایق کوچک روی دریاچه پارو میزد و حرکت میکرد.