dahinsagen
سرسری گفتن، بیفکر گفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را بدون قصد جدی، به نادانی یا سرسری بر زبان آوردن (معمولاً به صورت صفت مفعولی: dahingesagt)
- Nimm das nicht persönlich, das war nur so dahingesagt.این را به خودت نگیر، فقط یک حرف سرسری بود.
- Sie sagte ein paar unbedachte Worte dahin.او چند کلمه نسنجیده و بیفکر بر زبان آورد.