dahinschreiten
با گامهایی آهسته رد شدن، عبور کردن
Bedeutungen
1
intransitiv
به آرامی و با وقار به جلو حرکت کردن، پیش رفتن
- Der alte Mann schritt langsam dahin.پیرمرد به آرامی پیش میرفت.
- Die Prozession schritt feierlich dahin.مراسم با شکوهی پیش میرفت.