dahinströmen
به آرامی جاری شدن، سرازیر شدن
Bedeutungen
1
intransitiv / durch + Akkusativ
به آرامی و پیوسته در یک جهت حرکت کردن (معمولاً برای مایعات یا جمعیت).
- Das Wasser strömte langsam den Hang hinab.آب به آرامی از دامنه سرازیر شد.
- Die Menschenmenge strömte friedlich durch die Straßen.جمعیت به آرامی و مسالمتآمیز از خیابانها عبور کرد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
گذشت زمان به آرامی و بدون توقف (استعاری).
- Die Zeit strömte dahin, während sie auf die Nachricht warteten.زمان به آرامی میگذشت در حالی که آنها منتظر خبر بودند.
- Die Jahre strömten dahin und er bemerkte kaum, wie alt er geworden war.سالها گذشت و او به سختی متوجه شد که چقدر پیر شده است.