فعل
حمایت کردن از چیزی
معانی و تعاریف dahinterstehen:
- از یک ایده، طرح یا شخص حمایت کردن؛ با چیزی موافق بودن و آن را تایید کردن.
- دلیل یا انگیزه اصلی یک اتفاق یا وضعیت بودن.
جملات نمونه برای dahinterstehen:
Die einen ''stehen'' voll ''dahinter,'' die anderen lehnen es strikt ab und die nächsten verstehen es nicht.
برخی کاملاً «حمایت میکنند»، برخی دیگر قاطعانه مخالفت میکنند و عدهای دیگر آن را درک نمیکنند.
Ich stehe voll und ganz hinter dieser Entscheidung.
من کاملاً از این تصمیم حمایت میکنم.
Wer steht eigentlich dahinter, dass diese Regelung eingeführt wurde?
واقعاً چه کسی پشت این قضیه است که این قانون وضع شد؟