dahinzudümpeln
به آرامی پیش رفتن (مصدر)
Bedeutungen
1
kein direktes Objekt
به معنای حرکت کردن یا پیش رفتن به صورت بسیار کند، بیهدف و بدون انرژی، اغلب در مورد کشتیها یا قایقها در آبهای آرام یا راکد.
- Das alte Segelschiff dümpelte ziellos über den spiegelglatten Ozean dahin.کشتی بادبانی قدیمی بیهدف بر فراز اقیانوس آینهگون به آرامی پیش میرفت.
- Nach dem Verlust seines Jobs dümpelte er monatelang ohne klare Perspektive dahin.پس از از دست دادن شغلش، او ماهها بدون چشمانداز روشنی به کندی پیش رفت.