daktyloskopisch
مربوط به انگشتنگاری
Bedeutungen
1
مربوط به علم یا روش انگشتنگاری، یعنی شناسایی افراد از طریق الگوهای منحصر به فرد خطوط انگشتان.
- Die Polizei sammelte daktyloskopische Spuren am Tatort.پلیس آثار انگشتنگاری را در صحنه جرم جمعآوری کرد.
- Die daktyloskopische Untersuchung bestätigte die Identität des Verdächtigen.تحقیقات انگشتنگاری هویت مظنون را تأیید کرد.
- Es gibt spezielle daktyloskopische Verfahren zur Spurensicherung.روشهای انگشتنگاری ویژهای برای حفظ آثار وجود دارد.