فعل
جا گذاشتن، رها کردن، باقی گذاشتن
معانی و تعاریف dalassen:
- چیزی را در جایی رها کردن یا جا گذاشتن؛ اجازه دادن که چیزی در جایی بماند.
جملات نمونه برای dalassen:
Ob Mankell oder Saramago – allen hat`s so gut gefallen, dass sie signierte Werke ''daließen.''
چه مانکل باشد چه ساراماگو - همه آنقدر خوششان آمد که آثار امضا شده را جا گذاشتند.
Ich habe meine Schlüssel zu Hause dagelassen.
من کلیدهایم را در خانه جا گذاشتم.
Du kannst das Buch hier dalassen, ich hole es später ab.
میتوانی کتاب را اینجا بگذاری، من بعداً آن را برمیدارم.