dammten

Aussprache: /ˈdamtən/
Wortzerlegung: damm·ten
Konjugierte Form

سد کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ

ساختن سد یا مانع برای کنترل یا مهار جریان آب یا سایر مایعات.

  • Die Ingenieure planten, den Fluss zu dammen, um ein Wasserkraftwerk zu errichten.مهندسان قصد داشتند رودخانه را سد بزنند تا یک نیروگاه برق‌آبی احداث کنند.
  • Nach der Überschwemmung versuchten die Anwohner verzweifelt, das Wasser mit Sandsäcken zu dammen.پس از سیل، ساکنان محلی به شدت تلاش کردند تا آب را با کیسه‌های شن مهار کنند.
2 Akkusativ

محدود کردن یا کنترل کردن گسترش یا پیشرفت چیزی، به ویژه در معنای انتزاعی مانند بیماری، شورش یا احساسات.

  • Es ist schwierig, die Ausbreitung einer Pandemie vollständig zu dammen.مهار کامل گسترش یک همه‌گیری دشوار است.
  • Die Regierung ergriff Maßnahmen, um die aufkommende Unruhe in der Bevölkerung zu dammen.دولت اقداماتی را برای مهار ناآرامی‌های فزاینده در میان جمعیت اتخاذ کرد.