Konjugierte Form
بخارپز کردند (فعل گذشته)
معانی و تعاریف dampfgarten:
- بخار یا دود تولید کردن (مانند سیگار الکترونیکی)
- بخار شدن، متصاعد شدن (مانند آب جوش یا قهوه)
- با بخار حرکت کردن (مانند قطار یا کشتی بخار)
جملات نمونه برای dampfgarten:
Er dampft lieber, als dass er raucht.
او ترجیح میدهد بخار کند تا سیگار بکشد.
Die E-Zigarette dampft stark.
سیگار الکترونیکی به شدت بخار میکند.
Das heiße Wasser dampft im Topf.
آب داغ در قابلمه بخار میکند.