danebenraten
حدس اشتباه زدن، حدس نادرست زدن
Beispiele
- Viel später, bei den wüsten Zechereien im klassischen Griechenland, wurde, wer ''danebenriet,'' bestraft.خیلی بعدتر، در مهمانیهای مستی یونان باستان، کسی که 'حدس اشتباه میزد' مجازات میشد.
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
در حدس زدن یا پیشبینی کردن اشتباه کردن
- Er hat bei der Antwort danebengeraten.او در جواب اشتباه حدس زد.
- Manchmal rät man daneben, das ist normal.گاهی اوقات آدم اشتباه حدس میزند، این طبیعی است.
2
(ohne Objekt)
(مجازی) در مورد چیزی اشتباه قضاوت کردن یا تخمین زدن
- Die Experten haben bei der Wirtschaftsprognose danebengeraten.کارشناسان در پیشبینی اقتصادی اشتباه کردند.
- Ich habe seine Absichten völlig danebengeraten.من نیت او را کاملاً اشتباه قضاوت کردم.