danebensässen
کنار مینشستند (شرطی)
Bedeutungen
1
Dativ
در حالت گذشته التزامی نوع اول (Konjunktiv II Präteritum)، برای بیان آرزو، شرط یا غیرواقعی بودن نشستن در مجاورت کسی یا چیزی.
- Wenn er doch nur neben ihr sässe und sie trösten könnte!کاش او کنار او مینشست و میتوانست او را دلداری دهد!
- Er sässe gern neben dem Kamin und würde ein Buch lesen, wenn es draußen nicht so stürmisch wäre.او دوست داشت کنار شومینه بنشیند و کتاب بخواند، اگر بیرون اینقدر طوفانی نبود.