darüberliegen

Aussprache: /ˈdaːɐ̯yːbɐˌliːɡn̩/
Worttrennung: dar·über·lie·gen
فعل

رویش قرار داشتن، بالاتر بودن از حد نصاب

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

روی سطح شیء دیگری قرار داشتن (مثلاً پوشش یا خودکار روی کتاب).

  • Die Zeitung lag auf dem Tisch.روزنامه روی میز قرار داشت.
  • Ein leichter Nebel lag über dem Tal.مه خفیفی بر فراز دره قرار داشت.
2 über + Dativ (etwas) / ohne Objekt

از نظر آمار، مقدار، سن یا قیمت فراتر و بالاتر از میانگین بودن.

  • Sein Einkommen liegt deutlich über dem Durchschnitt.درآمد او به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین است.
  • Die Kosten liegen über dem geplanten Budget.هزینه‌ها بالاتر از بودجه برنامه‌ریزی شده است.