فعل
خشک کردن (با حرارت)، برشته کردن
معانی و تعاریف darren:
- خشکاندن چیزی با حرارت ملایم (معمولاً غلات، مالت، میوه) برای نگهداری یا فرآوری.
جملات نمونه برای darren:
Um die Körner hart, mahlfähig und haltbar zu machen, ''darrt'' man die geschnittenen ausgedroschenen Körner.
برای اینکه دانهها را سفت، قابل آسیاب و ماندگار کنند، دانههای بریده شده و کوبیده شده را خشک میکنند (با حرارت).
Das Malz wird gedarrt, um es haltbar zu machen und Aroma zu entwickeln.
مالت خشک میشود تا ماندگار شود و عطر و طعم پیدا کند.
Früher darrte man Obst und Gemüse, um es für den Winter zu konservieren.
قبلاً میوه و سبزیجات را خشک میکردند تا برای زمستان نگهداری کنند.