Wort
نشان دادن، اثبات کردن (فعل)
معانی و تعاریف darthun:
- انجام دادن یا اثبات کردن امری با استفاده از یک وسیله یا روش خاص؛ نشان دادن یا آشکار ساختن چیزی از طریق عمل.
جملات نمونه برای darthun:
Er versuchte, seine Unschuld durch ein Alibi darzutun.
او تلاش کرد بیگناهی خود را با ارائه گواهی حضور در مکانی دیگر اثبات کند.
Die Studie soll die Wirksamkeit des neuen Medikaments dartun.
این مطالعه باید اثربخشی داروی جدید را نشان دهد.