das Bett hüten

Aussprache: /das bɛt ˈhyːtn̩/
Worttrennung: das ·Bet·t hü·ten
اصطلاح

در بستر بیماری افتادن، بستری شدن (به دلیل بیماری)

Bedeutungen

1

به دلیل بیماری در رختخواب ماندن و استراحت کردن؛ بستری بودن.

  • Wegen einer Grippe muss ich leider das Bett hüten.متأسفانه به دلیل ابتلا به آنفولانزا باید در بستر بیماری بمانم.
  • Sie hütet seit Tagen das Bett, weil sie sich eine starke Erkältung eingefangen hat.او از چند روز پیش به دلیل سرماخوردگی شدید در بستر بیماری است.
  • Der Arzt hat ihm verordnet, das Bett zu hüten und sich auszuruhen.دکتر به او دستور داده است که در بستر بیماری بماند و استراحت کند.