das Handtuch werfen

Aussprache: /das ˈhanttuːx ˈvɛrfn̩/
Worttrennung: das Hand·tuch wer·fen
اصطلاح

تسلیم شدن، دست از کار کشیدن

Bedeutungen

1

این اصطلاح که ریشه در مسابقات بوکس دارد، به معنای تسلیم شدن، دست کشیدن از تلاش یا اعتراف به شکست است. وقتی کسی «دستمال را می‌اندازد»، یعنی دیگر نمی‌خواهد ادامه دهد.

  • Nachdem er den ganzen Tag versucht hatte, das Problem zu lösen, warf er schließlich das Handtuch.پس از اینکه تمام روز سعی کرد مشکل را حل کند، سرانجام تسلیم شد.
  • Obwohl es schwierig war, wollte sie nicht das Handtuch werfen und kämpfte weiter.اگرچه سخت بود، او نمی‌خواست دست از کار بکشد و به مبارزه ادامه داد.
  • Der Unternehmer warf das Handtuch, als er merkte, dass sein Geschäft nicht mehr rentabel war.کارآفرین وقتی متوجه شد که کسب و کارش دیگر سودآور نیست، دست از کار کشید.