das Rückgrat brechen
کمر کسی را شکستن (استعاری: از بین بردن اراده، تسلیم کردن)
Bedeutungen
1
به طور استعاری، اراده، روحیه یا توانایی مقاومت فردی را از بین بردن؛ کسی را وادار به تسلیم شدن یا پذیرش شکست کردن.
- Die ständige Kritik brach ihm langsam das Rückgrat.انتقاد مداوم به تدریج کمر او را شکست.
- Der Verlust des Arbeitsplatzes hat ihr das Rückgrat gebrochen.از دست دادن شغل، کمر او را شکست.
- Die wirtschaftlichen Sanktionen sollen dem Land das Rückgrat brechen.تحریمهای اقتصادی قرار است کمر آن کشور را بشکنند.