das Sagen haben

Aussprache: /das ˈzaːɡn̩ ˌhaːbn̩/
Worttrennung: das ·Sa·gen· ha·ben
اصطلاح

رئیس بودن، حرف آخر را زدن، اختیار داشتن

Bedeutungen

1

کسی که قدرت تصمیم‌گیری نهایی را دارد و دیگران از او اطاعت می‌کنند؛ رهبر یا مسئول اصلی بودن.

  • In dieser Firma hat der Geschäftsführer das Sagen.در این شرکت، مدیر عامل حرف آخر را می‌زند.
  • Sie ist die älteste in der Familie und hat deshalb oft das Sagen.او بزرگترین فرد خانواده است و بنابراین اغلب اختیار دارد.
  • Wer hat hier eigentlich das Sagen? Ich verstehe das nicht.واقعاً اینجا چه کسی رئیس است؟ من این را نمی‌فهمم.