das Zünglein an der Waage sein
عامل تعیینکننده بودن، حرف آخر را زدن
Bedeutungen
1
به معنای داشتن نقش حیاتی و تعیینکننده در یک تصمیمگیری، نتیجه یا رویداد است. این اصطلاح به جزئی یا عاملی اشاره دارد که با وجود کوچک بودن، سرنوشت نهایی را مشخص میکند.
- Die Stimme dieses einen Wählers war das Zünglein an der Waage für die Wahl des Bürgermeisters.رأی این یک رأیدهنده، عامل تعیینکننده در انتخاب شهردار بود.
- Seine Entscheidung, doch noch mitzumachen, war das Zünglein an der Waage für den Erfolg des Projekts.تصمیم او برای همراهی کردن، حرف آخر را برای موفقیت پروژه زد.
- Die letzte Information, die wir erhielten, war das Zünglein an der Waage, um den Fall zu lösen.آخرین اطلاعاتی که دریافت کردیم، عامل تعیینکنندهای برای حل پرونده بود.