das macht das Kraut nicht fett

Aussprache: /das maxt das kraʊ̯t nɪçt fɛt/
Worttrennung: das ·macht das ·Kraut ·nicht ·fett
اصطلاح

این هم دردی را دوا نمی‌کند، این هم فرقی نمی‌کند، این هم چاره‌ساز نیست.

Bedeutungen

1

این اصطلاح زمانی به کار می‌رود که یک اقدام یا تغییر کوچک، تأثیر قابل توجهی بر وضعیت کلی یا نتیجه نهایی ندارد و مشکل اصلی را حل نمی‌کند. این عبارت مترادف است و از واژه (سبزی) به جای (کلم) استفاده می‌کند.

  • Die zusätzlichen fünf Euro für den Versand machen das Kraut nicht fett, wenn das Produkt selbst so teuer ist.پنج یورو اضافی برای ارسال، دردی را دوا نمی‌کند، وقتی خود محصول اینقدر گران است.
  • Er hat ein paar kleine Fehler korrigiert, aber das macht das Kraut nicht fett, solange die Hauptprobleme bestehen.او چند اشتباه کوچک را اصلاح کرد، اما این هم فرقی نمی‌کند، تا زمانی که مشکلات اصلی پابرجا هستند.
  • Ein bisschen mehr Werbung macht das Kraut nicht fett, wir brauchen eine ganz neue Strategie.کمی تبلیغات بیشتر چاره‌ساز نیست، ما به یک استراتژی کاملاً جدید نیاز داریم.