das macht den Kohl nicht fett

Aussprache: /das maxt deːn koːl nɪçt fɛt/
Worttrennung: das ·macht ·den ·Kohl ·nicht ·fett
اصطلاح

این هم دردی را دوا نمی‌کند، این هم فرقی نمی‌کند، این هم چاره‌ساز نیست.

Bedeutungen

1

این اصطلاح زمانی به کار می‌رود که یک اقدام یا تغییر کوچک، تأثیر قابل توجهی بر وضعیت کلی یا نتیجه نهایی ندارد و مشکل اصلی را حل نمی‌کند. این عبارت نسخه کوتاه‌تر و رایج‌تر اصطلاح است.

  • Ein bisschen mehr Geld für das Projekt wäre gut, aber das macht den Kohl nicht fett.کمی پول بیشتر برای پروژه خوب است، اما این هم دردی را دوا نمی‌کند.
  • Er hat die Aufgabe nur halbherzig erledigt, das macht den Kohl nicht fett.او وظیفه را فقط با نیم‌دل انجام داد، این هم فرقی نمی‌کند.
  • Wenn wir nur ein kleines Detail ändern, macht das den Kohl nicht fett. Wir brauchen eine grundlegende Lösung.اگر فقط یک جزئیات کوچک را تغییر دهیم، این هم چاره‌ساز نیست. ما به یک راه‌حل اساسی نیاز داریم.