dastehen wie der Ochse vor dem Scheunentor

Aussprache: /daˈʃteːən viː deːɐ̯ ˈɔksə foːɐ̯ deːm ˈʃɔɪ̯nənˌtoːɐ̯/
Worttrennung: da·ste·hen wie ·der Och·se vor· ·dem ·Scheu·nen·tor
اصطلاح

مثل گاو پیشانی‌سفید ماندن، گیج و سردرگم بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که فردی در مقابل موقعیتی ناآشنا، پیچیده یا غیرمنتظره، کاملاً گیج، سردرگم و ناتوان از درک یا واکنش مناسب است. مانند گاوی که در مقابل دروازه طویله‌ای بزرگ و ناشناخته ایستاده و نمی‌داند چه باید بکند.

  • Als der Professor die komplexe Formel erklärte, stand ich da wie der Ochse vor dem Scheunentor.وقتی استاد فرمول پیچیده را توضیح داد، من مثل گاو پیشانی‌سفید گیج و سردرگم مانده بودم.
  • Sie hat ihm die Anweisungen gegeben, aber er stand nur da wie der Ochse vor dem Scheunentor.او دستورالعمل‌ها را به او داد، اما او فقط مثل گاو پیشانی‌سفید گیج و مبهوت ایستاده بود.
  • Nach der plötzlichen Ankündigung des Chefs standen alle Mitarbeiter wie die Ochsen vor dem Scheunentor.پس از اعلام ناگهانی رئیس، همه کارکنان مانند گاو پیشانی‌سفید گیج و سردرگم مانده بودند.