dastehen wie die Kuh vorm neuen Tor
گیج و سردرگم بودن، متحیر ماندن
Bedeutungen
1
این اصطلاح برای توصیف حالتی به کار میرود که فردی در موقعیتی جدید، ناآشنا یا پیچیده کاملاً گیج، متحیر و بیحرکت میماند، بدون اینکه بداند چه کاری باید انجام دهد یا چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
- Als er die komplizierte Anleitung las, stand er da wie die Kuh vorm neuen Tor.وقتی دستورالعمل پیچیده را خواند، کاملاً گیج و متحیر ماند.
- Sie verstand die Frage des Professors nicht und stand nur da wie die Kuh vorm neuen Tor.او سوال استاد را نفهمید و فقط گیج و سردرگم ایستاد.
- Mit den neuen Regeln stand der Azubi erst einmal da wie die Kuh vorm neuen Tor.با قوانین جدید، کارآموز در ابتدا کاملاً گیج و سردرگم بود.