Konjugierte Form
آنها پچپچ کردند، آنها هذیان گفتند
معانی و تعاریف datterten:
- شکل گذشته فعل 'datern' به معنای صحبت کردن به شکلی نامفهوم، بیربط یا بیمعنی.
جملات نمونه برای datterten:
Nach dem Unfall datterte er nur noch wirre Sätze und konnte sich an nichts erinnern.
پس از تصادف، او فقط جملات نامفهومی بر زبان آورد و چیزی به یاد نمیآورد.
Die alte Frau datterte im Delirium über längst vergangene Zeiten.
زن سالخورده در تب و تاب، درباره زمانهای بسیار گذشته یاوه سرایی میکرد.