daumengroß
به اندازه شست دست
Bedeutungen
1
اندازهای که تقریباً برابر با طول یا ضخامت انگشت شست دست انسان است.
- Er fand einen kleinen, daumengroßen Stein am Strand.او سنگی کوچک به اندازه شست دست در ساحل پیدا کرد.
- Die Frucht war nur daumengroß, aber sehr süß.این میوه فقط به اندازه شست دست بود، اما بسیار شیرین بود.
- Ein daumengroßer Fleck auf dem Hemd war schwer zu entfernen.لکهای به اندازه شست دست روی پیراهن به سختی پاک میشد.