daumengroß

Aussprache: /ˈdaʊ̯mənˌɡʁoːs/
Worttrennung: dau·men·groß
صفت

به اندازه شست دست

Bedeutungen

1

اندازه‌ای که تقریباً برابر با طول یا ضخامت انگشت شست دست انسان است.

  • Er fand einen kleinen, daumengroßen Stein am Strand.او سنگی کوچک به اندازه شست دست در ساحل پیدا کرد.
  • Die Frucht war nur daumengroß, aber sehr süß.این میوه فقط به اندازه شست دست بود، اما بسیار شیرین بود.
  • Ein daumengroßer Fleck auf dem Hemd war schwer zu entfernen.لکه‌ای به اندازه شست دست روی پیراهن به سختی پاک می‌شد.