davon-
از آنجا، دور شدن، از بین رفتن (پیشوند فعلی)
Beispiele
- Später konnte er nur noch ''davon''laufen.بعدها او فقط میتوانست فرار کند.
- Die Stare werden wohl nach dort drüben ''davon''fliegen.سارها احتمالاً به آنجا پرواز خواهند کرد.
از آنجا، دور شدن، از بین رفتن (پیشوند فعلی)