Deklinierte Form
پرواز کرده از آن (به صورت مجازی)
معانی و تعاریف davongeflatterten:
- شکل وصفی گذشته (Partizip II) فعل 'davonflattern' که به صورت صفت یا در ساختارهای گذشته به کار میرود و به معنای دور شده، ناپدید شده یا از دست رفته است.
جملات نمونه برای davongeflatterten:
Die davongeflatterten Träume hinterließen eine tiefe Leere in seiner Seele.
رویاهای از دست رفته، خلاء عمیقی در روح او باقی گذاشتند.
Nach dem Scheitern des Projekts waren alle davongeflatterten Erwartungen zunichte gemacht.
پس از شکست پروژه، تمام انتظارات از دست رفته از بین رفته بودند.