davontragen
کسب کردن (پیروزی)، متحمل شدن (آسیب/ضرر)، نجات دادن و بردن
Bedeutungen
1
Sieg/Gewinn (Akkusativ) davontragen
پیروزی، جایزه یا موفقیت را در رقابتی به دست آوردن و برنده شدن
- Die Mannschaft hat einen klaren Sieg davongetragen.تیم یک پیروزی قاطع به دست آورد.
- Trotz aller Schwierigkeiten hat er den Erfolg davongetragen.با وجود تمام مشکلات، او موفقیت را کسب کرد.
2
Verletzungen/Schaden (Akkusativ) davontragen
متحمل آسیب روحی/جسمی، جراحت یا ضرر مالی شدن در اثر سانحه یا بحران
- Bei dem Unfall hat er schwere Verletzungen davongetragen.او در این حادثه جراحات شدیدی متحمل شد.
- Das Unternehmen hat durch die Krise große Verluste davongetragen.شرکت به دلیل بحران، ضررهای بزرگی را متحمل شد.
3
etwas/jemanden (Akkusativ) davontragen
کسی یا چیزی را از خطری (مانند آتش، سیل) برداشتن و با خود به جایی امن بردن
- Er konnte das Kind aus dem brennenden Haus davontragen.او توانست کودک را از خانه در حال سوختن با خود ببرد (نجات دهد).
- Die Räuber trugen ihre Beute mit vollen Armen davon.سارقان غنایم خود را با دستهای پر بردند.