قید
در این مدت، در حال حاضر (گویشی)
جملات نمونه برای daweil:
„‚Na, ans Podest denk’ i ''daweil'' noch nit!‘, meinte der Tiroler, der mit dem Skiwechsel (zu Atomic) die Trendwende erzwungen hat.“
تیرولی که با تغییر اسکی (به اتمیک) روند را تغییر داده بود، گفت: «نه، فعلاً به سکو فکر نمیکنم!»